احمد، نام مستعار یک کودک ۱۲ ساله است که هر روز ساعت شش صبح از خانه بیرون میشود و تا شام در ایستگاههای موتر و جادههای کابل کار میکند. او با راهنمایی مسافران و کمک به سوار شدن آنان به موترها، تلاش میکند چند صد افغانی به دست آورد تا بتواند برای خانوادهاش نان تهیه کند. احمد با مادر، مادربزرگ و خواهر بزرگترش زندگی میکند. پدر او در دوران نظام جمهوریت، از سوی افراد ناشناس کشته شد؛ رویدادی که زندگی این خانواده را با دشواریهای بیشتری روبهرو ساخت. پس از کشتهشدن پدر، احمد در حالی که هنوز کودک بود، با واقعیت دشوار زندگی روبهرو شد. اکنون او تلاش میکند با کار روزانه، بخشی از نیازهای خانوادهاش را تأمین کند؛ اما با نزدیک شدن زمستان، نگرانیهایش بیشتر شده است. او میگوید نگرانیاش تنها پیدا کردن پول برای غذای روزانه نیست، بلکه تهیه چوب و زغال نیز به دغدغهای جدی برایش تبدیل شده است. احمد نگران است که چگونه میتواند خانه را برای مادر، مادربزرگ و خواهرش گرم نگه دارد. با وجود ساعتهای طولانی کار، درآمد احمد همیشه برای تأمین نیازهای خانواده کافی نیست. گاهی پس از یک روز کاری دشوار، بدون پول یا با درآمد اندک به خانه برمیگردد؛ در حالی که اعضای خانوادهاش چشمبهراه او هستند. احمد میگوید: «گاهی تمام روز کار میکنم، اما پول کافی پیدا نمیکنم و با دست خالی به خانه برمیگردم. این وضعیت برایم بسیار دشوار است؛ چون میدانم خانوادهام به درآمد من نیاز دارند.» نگرانی احمد درباره گرسنگی و سرمای زمستان، در حالی است که سازمان ملل متحد نیز نسبت به تشدید بحران گرسنگی در افغانستان هشدار داده است. دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) در ۲۸ میزان ۱۴۰۵ اعلام کرد که حدود ۱۵.۹ میلیون نفر در ماههای سپتمبر و اکتوبر با ناامنی حاد غذایی در سطح بحران یا بدتر از آن روبهرو بودهاند. بر اساس پیشبینی سازمان ملل، این رقم در فاصله نومبر ۲۰۲۶ تا اپریل ۲۰۲۷ به حدود ۱۹.۲ میلیون نفر افزایش خواهد یافت و نزدیک به پنج میلیون نفر در مرحله اضطراری گرسنگی قرار خواهند گرفت. اوچا همچنین هشدار داده است که بیش از چهار میلیون کودک بین شش ماه تا پنج سال در سال ۲۰۲۷ به درمان سوءتغذیه حاد نیاز خواهند داشت. کاهش کمکهای بشردوستانه و بستهشدن شماری از مراکز خدمات تغذیه نیز دسترسی کودکان و خانوادههای آسیبپذیر به خدمات ضروری را دشوارتر کرده است. این آمار نشان میدهد که بحران تنها به کمبود مواد غذایی محدود نیست؛ بلکه فقر و ناتوانی خانوادهها در خرید غذا، یکی از مشکلات اساسی مردم افغانستان است. با فرا رسیدن زمستان، این خانوادهها باید در کنار تأمین غذای روزانه، هزینه تهیه چوب، زغال و دیگر وسایل گرمایشی را نیز فراهم کنند. در چنین شرایطی، کودکانی مانند احمد بیش از دیگران بار مشکلات اقتصادی خانواده را تحمل میکنند. او بهجای آنکه فرصت رفتن به مکتب، بازی و گذراندن روزهای کودکی را داشته باشد، ساعتهای طولانی در خیابانهای کابل کار میکند تا شاید بتواند نان و وسایل گرمایشی خانوادهاش را تأمین کند. داستان احمد تنها روایت یک کودک در کابل نیست؛ بلکه تصویری از وضعیت کودکانی است که زیر فشار فقر و مشکلات اقتصادی، زودتر از زمان خود بار مسئولیت زندگی را بر دوش میکشند. برای احمد، زمستان تنها فصل سرد سال نیست؛ فصلی است که نگرانی از گرسنگی، تهیه سوخت و گرم نگهداشتن خانه را بیشتر میکند.
زمستان در راه است؛ کودکان کار در کابل برای تأمین نان و گرمای خانههایشان تلاش میکنند
با نزدیک شدن فصل زمستان، نگرانی خانوادههای کمدرآمد در افغانستان درباره تأمین غذای روزانه، تهیه مواد سوختی و گرم نگهداشتن خانههایشان افزایش یافته است. در این میان، کودکانی که باید روزهای خود را با آموزش، بازی و سرگرمی سپری کنند، ناگزیرند برای کمک به تأمین نیازهای خانوادههایشان در خیابانهای کابل کار کنند.
نظرات (0)