در ۳۱ اکتبر، در حاشیه نشست وزیران خارجه گروه ۲۰ در آتلانتا، مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، گفت واشنگتن شکایت اسلامآباد را شنیده است؛ یک روز بعد، وزارت خارجه پاکستان اعلام کرد از تلاشهای ایالات متحده برای تسهیل گفتوگو با افغانستان استقبال میکند، مشروط بر آنکه کابل اقدام ملموس، پایدار و قابل راستیآزمایی علیه تحریک طالبان پاکستان، ارتش آزادیبخش بلوچستان و دیگر گروهها انجام دهد. امریکا به پروندهای برگشته است که در ۲۰۲۱ آن را ترک کرد — اما در نقشی دیگر: نه اشغالگر، نه اهداکننده اصلی، بلکه میانجی احتمالی.
چرا اکنون؟ سه دلیل دارد: نخست، جنگ مرزی، آتش منطقهای گستردهتری را تهدید میکند؛ از عملیات «غضب للحق» پاکستان از فوریه تا درگیریهای اکتبر و حملات هوایی اول اکتبر در کنر و هلمند. دوم، امریکا هنوز منافعی دارد: مبارزه با تروریسم، سرنوشت همکاران پیشین افغانستانی و خطر تکرار فروپاشی منطقهای. سوم، خلأ: دورهای قطر و ترکیه آتشبس ساختند اما توافق نساختند؛ نشست فرمت مسکو در اکتبر بیبیانیه مشترک پایان یافت؛ تلاشهای چین نیز به بنبست خورد. میانجیها در صفاند؛ واشنگتن تنها طرفی است که هر دو سوی میز هنوز آن را جدی میگیرند.
اما دام، همان شرط اول نوامبر است: پاکستان نخست اقدام میخواهد؛ کابل میگوید تلاشهای نهاییاش بینتیجه مانده و اسلامآباد را به نبود آمادگی برای راهحل مسالمتآمیز متهم میکند. میانجیای که با پیششرط یک طرف وارد شود، خود به طرف بدل میشود. سخنان روبیو، آنطور که گزارش شد، محتاطانه بود: شنیدن شکایت، نه تأیید شرط. به باور نگارنده، آزمون میانجیگری امریکا این است که آیا واشنگتن میتواند «اقدام قابل راستیآزمایی» را از پیششرط به نقشه راه مرحلهای بدل کند — اقدام و گفتوگو بهموازات هم، با ناظران.
پرسش اهرم نیز باقی است: واشنگتن چه میتواند بدهد؟ برای پاکستان: همکاری امنیتی و گشایش در پروندههای مالی. برای کابل: تنها چیزی که هیچکس دیگر نمیتواند بدهد — مسیری هرچند باریک به سوی گشایش در تعامل، نه بهرسمیتشناختن، و رسیدگی انسانی به پرونده اخراجها. اما اهرم دو لبه دارد: اگر امریکا وکیل پاکستان دیده شود، کابل میز را ترک میکند؛ اگر حامی کابل دیده شود، اسلامآباد تشدید میکند.
نشست ۶ نوامبر مقامهای ارشد در استانبول، نخستین آزمون است که آیا میانجیگری امریکا واقعی است یا در حد سخنان آتلانتا میماند. اگر واشنگتن پیش از ۶ نوامبر، فرستاده یا چارچوبی نام ببرد، میانجیگری وزن دارد؛ اگر نه، پرونده به مدیریت ترکیه و قطر بازمیگردد — و به رویداد مرزی بعدی. به باور نگارنده، امریکا نه ناجی است و نه تماشاچی؛ تنها میانجیای است که هر دو طرف، به دلایل متفاوت، هنوز به آن نیاز دارند.
نویسنده: مختار نگاه
نظرات (0)