وزیر کشور فرانسه روز دوشنبه به پارلمان گفت پاریس «گفتوگوهای فنی» با مقامهای طالبان درباره بازگرداندن مهاجران افغانستانیِ فاقد اقامت دارد. آلمان نیز در سطحی بالاتر همین کار را میکند؛ نزدیک به ۲۰ کشور اروپایی، از جمله بلژیک و سوئد، بازگرداندن افغانستانیهای محکومشده در دادگاهها را سرعت بخشیدهاند؛ و در ماه ژوئن، هیئتی از طالبان با مقامهای ۱۵ کشور اروپایی در بروکسل دیدار کرد. هیچکس آن را بهرسمیتشناختن نمینامد. همه آن را فنی مینامند. نکته، دقیقاً همین است.
سازوکار، روشن است: کنترل مهاجرت، تنها پروندهای است که دولتهای اروپایی در آن به همکاری کابل نیاز دارند — پذیرش بازگشت — و کابل به اروپا نیاز دارد: مشروعیت، کانالهای مالی و چهره حکومتی که پایتختهای خارجی با آن معامله میکنند. «فنی»، فناوری دیپلماتیکی است که میگذارد هر دو طرف معامله کنند بیآنکه پرسش سیاسی را واگذارند. دیدار ژوئن بروکسل را گروههای حقوق بشری و نمایندگان چپ پارلمان اروپا دقیقاً به همین دلیل محکوم کردند: چون از پشت آن دیدند.
تناقض نیز آشکار است: همان اروپایی که در کمیته سوم مجمع عمومی میگوید رفتار طالبان با زنان میتواند جنایت علیه بشریت باشد، و پارلمانش در ۵ نوامبر دادخواست آپارتاید جنسیتی را بررسی میکند، همزمان خط لوله بازگشت به همان حکومت را میسازد — در حالی که رئیس حقوق بشر سازمان ملل خواستار توقف اخراجهای اجباری است و دیوان کیفری بینالمللی برای رهبران آن حکم بازداشت صادر کرده است. به باور نگارنده، این، ریاکاری به معنای ساده نیست؛ عادت دیرین اروپاست — ارزشها در قطعنامهها، منافع در توافقهای پذیرش بازگشت.
بها را نیز باید دید: هر نشست فنی، کمی بیشتر عادی میکند. طالبان میآموزند سرکوب در پرونده مهاجرت هزینهای ندارد؛ رأیدهندگان اروپایی میآموزند «هرگز به رسمیت نشناختن» با «همیشه مذاکرهکردن» سازگار است؛ و افغانستانیهای در میانه — محکومان، فاقدان اقامت، بیش از ۱۵۰ نفری که با اخراج از آمریکا از راه پاکستان روبهرواند — بهای معاملهای میشوند که هرگز به آن نپیوستهاند.
پرسش ۵ نوامبر و پس از آن این است که آیا مسیر حقوقی — حکمهای دیوان، دعوای سیداو، کارزار جرمانگاری آپارتاید جنسیتی — میتواند هزینهای بگذارد که مسیر مهاجرتی پیوسته برمیدارد. اگر نتواند، «گفتوگوهای فنی» کاری خواهند کرد که بهرسمیتشناختن رسمی هرگز نتوانست: طالبان را به همصحبتی عادی بدل کنند، با هر پرواز اخراج، یک گام.
نویسنده: مختار نگاه
نظرات (0)