اعلام مذاکرات ۱۰ و ۱۱ نوامبر در ابوظبی، پس از ماهها سکوت دیپلماتیک، مهم است؛ اما اهمیت آن را باید در سطحی که برایش تعیین شده سنجید: مذاکرات «کاری» و فنی، نه نشست سران. دستور کار — آتشبس انرژی و دریایی، تبادل اسرا، بازگرداندن کودکان، کاهش تنش و ترتیبات امنیتی پساجنگ — دقیقاً همان حوزههایی است که میتوان دربارهشان، حتی در غیاب توافق بر سر سرزمین، به نتیجههای ملموس رسید.
همین فنیبودن، هم شانس ابوظبی است و هم سقف آن. تجربه دورهای ژانویه و فوریه نشان داد که گفتوگوی سهجانبه میتواند برقرار شود و سپس، با یک شوک بیرونی — آن بار جنگ با ایران — متوقف گردد. این بار نیز، در آستانه زمستان، فشار زمان واقعی است: اوکراین میگوید روسیه حمله گسترده دیگری به انرژی و تدارکات تدارک میبیند، و واشنگتن میخواهد پیش از فرارسیدن سرما، پیشرفتی نشان دهد.
نشانه مهم دیگر، دیدارهای بروکسل پیش از ابوظبی است. اروپاییها این بار نمیخواهند تماشاگر باشند؛ تضمینهای امنیتی برای اوکراین و معماری امنیتی اروپای پساجنگ، پرسشهایی است که بدون اروپا پاسخی ندارد. اگر ابوظبی فقط به تبادل اسرا و آتشبسهای موضعی بینجامد، باز هم ارزشمند است؛ اما صلح پایدار، به گفته همه طرفها، به توافق بر سر همان پرسشهای بزرگی نیاز دارد که هنوز بیپاسخاند: سرزمین، تضمینها، و آینده امنیتی اروپا.
نظرات (0)