پنج سال پس از بازگشت طالبان، افغانستان به «زندان اطلاعات» بدل شده است؛ این تعبیر سازمان گزارشگران بدون مرز است، نه من. به گزارش این سازمان، از اوت ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، ۶۷۷ روزنامهنگار افغانستانی ناچار به ترک کشور شدند و اکنون در ۲۸ کشور جهان پراکندهاند؛ بیش از نیمی از رسانههای کشور بسته شدهاند؛ و افغانستان در شاخص جهانی آزادی مطبوعات ۲۰۲۶، در رده ۱۷۵ از ۱۸۰ کشور ایستاده است. نزدیک به ۸۰ درصد روزنامهنگاران زن، حرفه خود را ترک کردهاند. اینها عدد نیستند؛ اینها نامهاییاند که دیگر در تحریریههای کابل شنیده نمیشوند.
اما تبعید، پایان روزنامهنگاری افغانستانی نبود؛ جابهجایی آن بود. امروز، آزادترین مطبوعات افغانستانی، نه در کابل، که در غربتاند: در پاریس، در تورنتو، در لندن و در دهها شهر دیگر، روزنامهنگارانی که از کشور گریختهاند، همان کاری را میکنند که در وطن میکردند؛ خبر مینویسند، حقیقت را میجویند، و صدای کسانی میشوند که در داخل، صدایی ندارند. تلویزیون بگم، از فرانسه، به دخترانی درس میدهد که طالبان درسخواندن را پس از صنف ششم بر آنان بسته است. این، روزنامهنگاری نیست؛ این، مقاومت است؛ مقاومتی که قلم آن، هنوز جوهر دارد.
با این همه، رسانه در تبعید، شکننده است. کاهش کمکهای خارجی امریکا در سال ۲۰۲۵، بسیاری از این رسانهها را تضعیف کرد؛ برخی ناچار به کاهش گزارشگران، لغو برنامههای حقوق زنان و حقوق بشر، و کوچکشدن شدند. خطر دیگر، دورافتادگی است: رسانهای که از مردمش دور میماند، آرامآرام به زبان حامیان مالیاش سخن میگوید، نه به زبان خوانندگانش؛ و آنگاه، دیگر نه صدای مردم، که صدای جلسههای کمکرسانی است. تبعید، اگر با فراموشی همراه شود، خود نوعی سانسور است؛ سانسوری که اینبار، نه طالبان، که غفلت ما بر آن مهر میزند.
وظیفه رسانههای افغانستانی در غربت، از همینجا روشن میشود: زبان را زنده نگهداشتن، حافظه را زنده نگهداشتن، و حقیقت را زنده نگهداشتن. ما پلایم میان آنان که در داخلاند و جهانی که آنان را فراموش کرده است؛ و پل، اگر بشکند، دو سوی آن، هر دو تنها میمانند. خبرگزاری شما، از همین غربت، با همین باور برخاسته است: که خبر افغانستانی، نه در کابلِ خاموش، که در هر جایی که افغانستانیای نفس میکشد، زنده است؛ و تا زمانی که یک روزنامهنگار افغانستانی قلم در دست دارد، افغانستان خاموش نخواهد شد.
مختار نگاه
نظرات (0)