امروز، پنجشنبه ۲۹ اکتوبر، خاورمیانه با دو بنبست همزمان چشم گشود؛ دو بنبستی که سرنوشت یکدیگر را نیز رقم میزنند.
در اسرائیل، با شمارش نزدیک به ۹۰ درصد آرا، بلوک بنیامین نتانیاهو ۵۳ کرسی، بلوک گادی آیزنکوت ۴۸ کرسی، و احزاب عرب ۱۹ کرسی به دست آوردهاند؛ و هیچیک به عدد جادویی ۶۱ نمیرسد. مشارکت ۷۷/۷ درصد بود و مشارکت شهروندان عرب به نزدیک ۸۰ درصد رسید، بالاترین رقم در دهههای اخیر.
نتیجه برای نتانیاهو هم پیروزی است و هم شکست: حزبش همچنان بزرگترین حزب است، اما ائتلافش از ۶۸ کرسیِ دوران اوج به ۵۳ رسیده است. رئیسجمهور ناگزیر نخست از او خواهد خواست دولت تشکیل دهد، اما راه او از همانجایی میگذرد که خود بارها بسته است: آرای عرب. آیزنکوت نیز اگر بخواهد به ۶۱ برسد، باید همان پلی را بسازد که سیاستمداران اسرائیلی سالهاست از ساختنش پرهیز کردهاند. اینجاست که ۱۹ کرسی، وزنی بیش از عدد خود پیدا میکند.
در سوی دیگر، در دوحه، میانجیهای قطری روز یکشنبه طرحی هفتروزه برای پایان جنگ هشتماهه ایران و امریکا پیش نهادند؛ طرحی با گامهای روزانه اعتمادسازی و ضمانت چند کشور. تهران آن را «ایدههایی غیرقابلقبول» خواند، نه یک پیشنهاد. اما همزمان، عباس عراقچی میگوید تماس با میانجیها نزدیک و پیوسته ادامه دارد و طرح خودِ تهران در کمتر از یک هفته قابل اجراست. این زبان دوگانه، زبانِ پایان مذاکره نیست؛ زبانِ خودِ مذاکره است. واشنگتن میخواهد پرونده هستهای از آغاز در میان باشد و تهران رفع محاصره بنادر و تحریم نفت را پیششرط میداند؛ پاسخ تهران تا پایان هفته میرسد.
پیوند این دو بنبست را نباید از نظر دور داشت: نتانیاهو شب انتخابات بر عزم مقابله با ایران تأکید کرد، اما دولتی که هنوز تشکیل نشده، با همان فراغتِ دولت پیشین سخن نمیگوید. در سیاست، گاهی بنبست خبرِ بد نیست؛ فاصلهای است میان اراده مردم و تصمیم سیاستمداران، و در همین فاصله است که سرنوشت رقم میخورد.
نظرات (0)