سال ۲۰۲۴ بزرگترین سال انتخابات تاریخ بود: دهها کشور، و نزدیک به نیمی از جمعیت جهان، پای صندوقهای رأی رفتند. نتیجهاش نه موج یکدست دموکراسی بود و نه مرگ آن؛ بلکه تکهتکهشدن نقشه سیاسی جهان: رأیدهندگان در جاهای گوناگون، پیامهای گوناگون فرستادند و کمتر جایی، پیروزی قاطع یک گفتمان رقم خورد.
انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ امریکا، تازهترین آزمون این روند بود. واشنگتنِ تقسیمشده — کانگرسی دموکرات در برابر کاخ سفیدی جمهوریخواه — نشان داد که رأیدهندگان همزمان میتوانند تغییر بخواهند و از افراط بگریزند؛ هم به حزب حاکم هشدار بدهند و هم به مخالفانش چک سفید ندهند.
در اروپا، احزاب راست افراطی پیشروی کردند، اما نهادها ایستادهاند: دادگاهها، رسانههای آزاد و انتخابات منظم، هنوز کار میکنند. آزمون اروپا در این سالها، بقای دموکراسی در یک شب نیست؛ اقتصاد، مهاجرت و اعتماد به دولت است؛ چیزهایی که اگر بیپاسخ بمانند، در انتخابات بعدی به پوپولیسم رأی میدهند.
در آسیا و جنوب جهان نیز دموکراسیها با فشار تازهای روبهرو شدهاند: اطلاعات نادرست، هوش مصنوعی و نابرابری اقتصادی. با این حال، مشارکت بالا در بسیاری از انتخابات نشان میدهد که رأی، هنوز ابزار تغییر دانسته میشود؛ مردم صندوق را ترک نکردهاند، بلکه از آن انتظار بیشتری دارند.
استثنای تلخ این تصویر، افغانستان است؛ جایی که انتخاباتی نیست و زنان از آموزش، کار و حضور عمومی محروماند. افغانستان یادآوری میکند که دموکراسی، وقتی از دست برود، بازگشتش دههها طول میکشد و بهایی که زنان و اقلیتها میپردازند، سنگینترین بهاست.
آزمونهای پیش رو تا ۲۰۲۸ روشناند: انتخابات ریاستجمهوری امریکا، فشار اقتصادی و جنگ اطلاعات. دموکراسی در این سالها نه با شعار، که با پاسخ به معیشت مردم، اعتماد را پس میگیرد یا از دست میدهد؛ و سرنوشت آن، نه در یک انتخابات، که در زنجیرهای از انتخابات رقم میخورد.
نویسنده: مختار نگاه
نظرات (0)